السيد محمد حسين الطهراني
24
معاد شناسى (فارسى)
و امام جائر با اين صفت آنها را ميخواند و جمع مىكند . و در اين آيه ميفرمايد : بِإِمامِهِمْ و نمىفرمايد : إلَى إمامِهِم ، و دربارهء كتاب ميفرمايد : كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا « 1 » نه بكِتَابِها ، پس دربارهء امام با باءِ سببيّت استعمال شد و دربارهء كتاب با لفظ إلَى بنابراين دعوت به امام ، غير از دعوت بسوى كتاب است . و ليكن چون در آيه وارد در سورهء إسراء به جاى و مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ جملهء وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى استعمال شده است ، استفاده مىشود كه اصحاب شمال در آخرت نور ندارند ، نابينا و كور هستند ، هم خودشان و هم امامشان ؛ اهل شقاوت همه كورند ؛ تابع و متبوع ؛ تابعين كور به متبوعين كور ملحق ميشوند و يك پارچه رويهم به جهنّم ميروند . آنجا براى اشقياء ؛ عالم نور نيست ، عالم بينائى و بصيرت نيست ، آنجا عالم گمراهى و گم شدن و نابود شدن و محروم بودن از تماشاى آيات خدا و جمال خداست . چقدر در قرآن كريم نسبت به اهل شقاوت لفظ ضَلَّ استعمال شده است ، يعنى گم ميشوند ؛ محو و نابود ميگردند ؛ و در آن عالم انوار تاب مقاومت و توان ايستادگى را ندارند . در اين آيه در مقابل اصحاب يمين ، نابينايان را در آخرت بيان فرموده است ، تا برساند كه اصحاب يمين داراى نورند و داراى بصيرت عالم معنى و تجرّد ، چشم بصيرت در دنيا دارند و در آخرت اين چشم به صورت چشم و بينائى ملكوتى در آنان خواهد بود .
--> ( 1 ) . قسمتى از آيه 28 ، از سورهء 45 : الجاثية